ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
389
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مىسازند . هنرى كه از هندوستان يا چين به ايران وارد شده « خاتمسازى » است كه براى تزئين ميز ، صندلى ، قاب عكس و غيره به كار مىرود . شيرازيها و اصفهانيها در اين زمينه كارهاى بسيار زيبائى تهيه مىكنند و به قيمتهاى فوق العاده ناچيزى عرضه مىدارند . از ميلههاى دراز استخوانى و فلزى كه بهم بستهاند نقوشى كه با يكديگر قرينهاند پديد مىآورند و بعد با ارههاى بسيار ظريف آنها را به صورت افقى مىبرند و آنگاه اين ورقههاى ظريف را در چوب كار مىگذارند . من خود درها ، نيمكتها و از اين قبيل اشياء را كه به زيبائى تمام ترصيع شده بودند در كاخهاى سلطنتى تهران ديدهام و قرين اعجاب شدهام . در اصفهان صنف نقاش خاصى وجود دارد كه منحصرا به نقاشى روى وسائل مقوائى ، آينههاى جيبى ، دوات ، پشت جلد كتاب و از اين قبيل اشتغال دارد . اين نقوش مينياتورى گلها ، پيچكها ، گروه حيوان و انسان فوق العاده زيبا و طبيعى كشيده مىشوند ، به استثناى مناظر و مرايا ( پرسپكتيو ) كه ايرانيها نيز همچون چينيها از قواعد آن تقريبا بىخبرند . با روغن جلائى عالى كه از سندروس ، روغن بزرك و نفت تهيه مىشود ، روى اين نقاشيها را مىپوشانند و ديگر اين رنگها ، شاد و سرزنده و تازه و درخشنده باقى مىماند . قيمت اين قبيل نقاشيها برحسب نام و آوازهء نقاش گاه ارقامى افسانهاى است . مثلا قيمت يك آينهء كوچك جيبى نقاشى شده پنجاه تومان است و هرگاه يك چنين گنجينهاى را به يك اروپائى نشان دهند انتظار دارند و معقول مىدانند كه بيننده از فرط تحسين و شوق فرياد برآورد . براى اينكه جلو جريان دائمى پول را به خارج بگيرند همانطور كه در چند موضع ديگر اين كتاب يادآور شدهام ، شاه چندين بار كوشيد كارخانههاى ساخت اروپا را در ايران تأسيس كند . بخصوص در دورهء برهم خوردن روابط ايران و انگليس ، دولت بجد كوشيد كه مملكت را از صورت بازار خريد كالاى انگليسى خارج سازد و در اين كار به واهىترين اميدها دلخوش داشت . خيال كردند با برپاداشتن يك كارخانهء كوچك ريسندگى در مدتى كوتاه از منسوجات ساخت انگليس بىنياز خواهند شد ؛ هنگامى كه كارخانهء كاغذسازى برپا مىگرديد شاه از رئيس آن كارخانه كه در دست ساختمان بود پرسيد كه آيا ساختن كاغذ در آن مؤسسه ممكن خواهد شد و رئيس در جواب گفت : « بله ، قربانت گردم ، تا چند سال ديگر ما آنقدر كاغذ به خارج خواهيم فرستاد كه در سرتاسر فرنگستان كسى نتواند يك ورق كاغذ توليد كند . » مسلم است كه نتيجهء اين كوششهاى پراكنده كه اين مبالغ هنگفت صرف تأسيس آنها مىشد به هيچ وجه نمىتوانست اميدهائى را كه به آن بسته بودند به كمترين وجهى برآورده سازد . من بارها توفيق يافتم كه در اين موارد نظريات خود را به اطلاع شاه برسانم ، اما حاصل اين همه فقط و فقط ناسپاسى و بدگوئى بود و بس . چون به عنوان يك اروپائى در مظان اين تهمت بودم كه مىخواهم سنگى در راه